سه شنبه29دی94
این روزهای ما می گذرد کمی سخت. نوپایی پسرمان و کنجکاوی های پسرانه اش، حس بزرگی دخترکمان که سعی می کند برای برادرش مادری کند و این دو در تضاد و بیشتر زمان به کشمکش. پسرکمان دامنه لغاتشان گسترده شده اند: دلا:سلام الو به:الله اکبر توپ، آپو،آجی دندان های آسیاب بالا هم زده اند بیرون. تقریباً هر دو هفته یه بار و هر دفعه هم به دلیلی باید بریم دکتر یعنی کلاً با دکتر قرارداد داریم . یه روزم مجبور شدم به خاطر قی چشماش که البته دیگر خوب شده بود و مهد هم دیگه می خواست خیلی بگه ما رعایت می کنیم و البته بماند که هر وقت به ما میرسه رعایتش می گیره مجبور شدم علی رو بیارم اداره و اونم خودش برنامه ای بود. تنهایی در ا...
نویسنده :
مامان نسرین
11:30





